شمارهٔ ۵۱۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
از سر چو کله در برم آن ترک براندازد
هر کس نظری دارد در پاش سراندازد
بی دیده نمیبیند رخسار نگارین را
هر کو بصری دارد بر تو نظر اندازد
گر بگذری از کنعان ای یوسف روحانی
یعقوب زدل بیرون مهر پسر اندازد
در طور غم عشقت چون شعله زند آتش
صد کوه چو سینا را پرت از کمر اندازد
آنرا که نظر روزی افتاد بر آن منظر
حاشا که نظر هرگز جای دگر اندازد
کو ساقی میخانه کز لطف کریمانه
از هر دو جهان ما را خوش بیخبر اندازد
هر چند بپوشانی خورشید تو در منظر
ناچار که خور پرتو بر بام و در اندازد
آشفته غم هجرش بنوشتی و میترسم
کاتش نی کلک تو در خشک و تر اندازد
اکسیر شود خاکم برتر شوم از افلاک
گر پیر مغان از مهر بر من نظر اندازد
آن دست خدا حیدر آن حیدر اژدر در
کز هر نظر امکان را طرح دگر اندازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ارسال احساسات عمیق عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به محبوب خود اشاره میکند و میگوید که beauty او باعث میشود که دیگران هم به او چشم بدوزند. او از درد و رنجی که عشقش به او میدهد سخن میگوید و بیان میکند که دیدن چهره محبوبش باعث فراموشی هر چیز دیگر میشود. همچنین، اشارهای به قدرت و تاثیر عشق بر روح و جان دارد و میگوید که اگر محبوبش از او دور شود، وی را به شدت دچار غم و اندوه خواهد کرد. در نهایت، شاعر به دریافت الهامات الهی و تاثیر آنها بر زندگیاش اشاره میکند.