نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۷ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عاقل مدار کار به تدبیر می‌نهد

عارف زمام امر به تقدیر می‌نهد

هرجا که از کمان قضا می‌جهد خدنگ

عاشق دو دیده را به دم تیر می‌نهد

اهل نظر به کعبه معنی برد نماز

صورت‌پرست روی به تصویر می‌نهد

هر دل که شد خراب در او جای دلبر است

ویرانه رو به حلیه تعمیر می‌نهد

دانی که چیست تکیه چشمت بر ابروان

مستست و سر به قبضه شمشیر می‌نهد

رند خراب بر در میخانه در سماع

زاهد ز سبحه دام به تزویر می‌نهد

از آن بی‌اثر دو جهان تیره شد به چشم

در آه و ناله کیست که تأثیر می‌نهد

باشد مؤثری که تغیرپذیر نیست

هردم قرار کار به بتغییر می‌نهد

زافتاده کمند محبت مکن سؤال

چونست آن که پا به دم شیر می‌نهد

آشفته گفتمت که به زلفش مپیچ گفت

دیوانه پا به حلقه زنجیر می‌نهد

در این میانه کیست که محکوم او قضاست

حیدر که پشت پای به تقدیر می‌نهد

ما می‌رویم در پی خمار در کنشت

آری مرید رو به در پیر می‌نهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی دو رویکرد مختلف در زندگی و امور می‌پردازد: عقل و تدبیر در برابر عشق و تقدیر. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که عاقلان کارها را با تدبیر پیش می‌برند، در حالی که عارفان بر تقدیر و سرنوشت تکیه می‌کنند. او به تصویر کشیدن عشق و حالاتی که انسان‌ها در مسیر عشق و تلاش برای رسیدن به محبوب خود تجربه می‌کنند، می‌پردازد. در جاهای مختلف، شاعر به اشاره به عشق و انحراف از عقل، زهد و تزویر، تأثیر فانی دنیا، و سرنوشت انسانی می‌پردازد. همچنین، او تشبیهاتی زیبا از زهد و عشق ارائه می‌دهد و در نهایت به اهمیت انتخاب مسیر درست در میان دوگانگی‌های زندگی اشاره می‌کند.