نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۷ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش

با بقای میفروش این خم نمی افتد زجوش

زاهد آن لحظه شود صوفی که گردد خرقه پوش

صوفی آنساعت شود صافی که گردد درد نوش

خانه کی سارند اندر راه سیل اصحاب عقل

جای اندر بزم مستان کی کند ارباب هوش

دوش بر دوشند خیل عقل و دینش از قفا

تا که آنمه زلف مشکین را در افکنده بدوش

مطربی دارد نهان در پرده ضرب و اصول

گر دهل غوغا کند یا چنگ و نی دارد خروش

عاشق میخواره را از گفته واعظ چه غم

پند عامی را نخواهد داد عارف جابگوش

کی کند آشفته ترک میپرستی در جهان

تا که در میخانه وحدت علی شد میفروش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حضور و اهمیت میخانه وحدت است که نماد عشق و حقیقت است. میفروش (مست فروش) از علی به عنوان محور وحدت یاد می‌کند و نشان می‌دهد که در این مکان، زاهد به صوفی و صوفی به عاشق تبدیل می‌شود. عقل و دین در کنار هم قرار دارند و در این بزم مستان، آگاهی و هوش به عنوان ویژگی‌های اصلی درنظر گرفته می‌شوند. شاعر به عشق و میخواری اشاره دارد و اهمیت این حالات را نسبت به نصیحت‌های عامیانه و ظاهری می‌سنجد. در نهایت، میخانه وحدت و عشق به عنوان جایی برای تجربه‌های عمیق روحی و معنوی برگزیده می‌شود.