نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۹ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلی کز هجر طاق ابرویت طاقت بود طاقش

بزن با ناوک مژگان که از جانست مشتاقش

اگر مستی بدور عشق بسته عهد مستوری

بیک پیمانه بشکن ساقیا پیمان و میثاقش

خوشا طوفانی بحری که گردابش بود ساحل

خوشا مسموم عشق تو که باشد زهر تریاقش

نشد گر آفتاب می زشرق جام زر طالع

چرا تابید مستان را بجان انوار اشراقش

بگردان مطرب آهنگ مخالف را در این پرده

حصاری را بدست آور که شد مغلوب عشاقش

پر پروانه را چون سوخت شمع آتش بجان آمد

که از سوز درون خویش آگه شد زاخراقش

عبث آشفته جستن از منافق کام دل تا کی

بخواه از پیر میخانه که بس عام است انفاقش

علی آن ساقی کوثر علی شاه سخاپرور

که باشد ریزه خوار خوان همه امکان و آفاقش

بود چون طلعت تو مه اگر او را دهن باشد

بود چون قامت تو سرو اگر سیمین بود ساقش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عشق و شوق عمیق شاعر نسبت به معشوقش می‌پردازد. شاعر با نگاهی پر از درد و فراق، از زیبایی و زحمت‌های عشق سخن می‌گوید. او در تلاش است تا با استفاده از تصاویری مانند «ناوک مژگان» و «طوفانی بحر»، شدت شوق و عاشقانه‌های خود را بیان کند. شاعر به توصیف زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر زندگی‌اش می‌پردازد و از میخانه و خوشی‌های آن به عنوان راهی برای فراموش کردن دردهای عشقی خود یاد می‌کند. در نهایت، او به شخصیت‌های بزرگ، همچون علی (ع)، اشاره می‌کند و به قدرت و عظمت عشق پرداخته و بیان می‌دارد که معشوق او هر چه باشد، همچنان در نظرش بی‌نظیر و ویژه است.