نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۲ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یافتی از کمند هجر خلاص

حمدی ایدل بخوان تو از اخلاص

زرخالص کند بر آتش صبر

کاب و رنگش فزون شود زخلاص

خون خم را اگر صراحی خورد

ساقیا خون او بخور به قصاص

تو کدامی که آفتاب سپهر

در هوایت چو ذره شد رقاص

جز علی گوهری بدست نکرد

هر که در بحر عشق شد غواص

تو گلی دیگران شها همه خار

تو زری دیگران نحاس و رصاص

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و جدایی است. شاعر به مضامین عشق و اخلاص اشاره می‌کند و از صبر و تحمل در برابر هجران سخن می‌گوید. او در ادامه به فضیلت‌های علی (ع) اشاره کرده و او را مایه‌ی افتخار و گوهر بی‌بدیل می‌داند. شاعر همچنین زیبایی و ارزش معشوق را به گل و طلا تشبیه می‌کند و دیگران را به خار و فلزات بی‌ارزش تقسیم می‌کند. به طور کلی، شعر تأکید بر عشق واقعی، صبر و ارزش معنوی دارد.