نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۲ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق

مگر اینکه قبله باشد بت دلنواز عاشق

نه بمسجد است و محراب نماز عشقبازان

بخم دوابروی دوست بود نماز عاشق

همه روی در حجیزند پی عبادت اما

سر کوی یار باشد بجهان حجاز عاشق

زجهان به بینیازی بزنند دم حریفان

که برای ناز معشوق بود نیاز عاشق

نکنی زغیر شکوه رخ زرد و اشگ گلگون

فکند زپرده بیرون همه روزه راز عاشق

بده آن شراب ساقی که هوس زداید از دل

بحقیقتی رسانی تو گر مجاز عاشق

تو که دست کردگاری گرهی زکار بگشا

نبود بجز تو در دهر چو کارساز عاشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و اهمیت آن در زندگی انسان‌ها صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که نماز عاشق در واقع توجه به معشوق و زیبایی اوست و نه فقط عبادت در مسجد. او اشاره می‌کند که عبادت واقعی در نزدیکی معشوق و در دل اوست، نه فقط در مکان‌های مذهبی. همچنین به نیاز مُعشوق به عشق اشاره دارد و می‌گوید که عاشق باید از مشکلات و دردهایش صحبت کند و رازهای عاشقانه‌اش را بیان کند. در نهایت، شعر به این نکته تأکید می‌کند که معشوق اصلی و کارساز عشق، تنها خداوند است که همه امور عاشق را در دست دارد.