نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۴ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

امشبم خورشید سرزد از وثاق

ماه از این خجلت فتاد اندر محاق

کی چمد سرو چمن در انجمن

ماه کی دیدی نشیند در رواق

مطربا چنگی و ساقی ساغری

کاینچنین شب نادر افتد اتفاق

در درون بلبله خون رزان

بسته کامشب در گلو دارد حناق

آفت دل شاهدان بذله گوی

دشمن دین ساقیان سیم ساق

از نگینی بد سلیمان را حشم

داشت جم از فیض جامی طمطراق

سده کرد از آب می مینا بریز

در قدح شاید گشاید از فواق

من نمیدانم گنه را از ثواب

شرع آشفته بود صدق و وفاق

از نجف هرگز نمی آیم بخلد

شیخنا بگذر مکن تکلیف شاق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به زیبایی شب و حضور خورشید و ماه اشاره می‌کند و دربارهٔ خوشی‌ها و لذت‌های زندگی سخن می‌گوید. شاعر از مهمانی شبانه و شادی مطرب و ساقی صحبت می‌کند و به تضاد میان سادگی زندگی و پیچیدگی‌های شرع و دین اشاره می‌زند. او همچنین به سرزنش‌های رایج در جامعه اشاره کرده و از سختگیری‌های دینی ناراضی است. در نهایت، شاعر با بیان این‌که معلوم نیست گناه و ثواب چه تفاوتی دارند، از فشارهای زندگی و محدودیت‌های دینی ابراز نارضایتی می‌کند.