شمارهٔ ۶۴۳ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مدتی بستم لب از گفتار عشق
تا نگویم با کسی اسرار عشق
لاجرم سر انا الحق فاش شد
میروم منصور وش بر دار عشق
عاشق از کس راز نتواند نهفت
کازجبینش ظاهر است آثار عشق
آتش نمرود نبود هوشدار
گو خلیلا پا منه در نار عشق
میل گلشن هرگزت نبود دلا
گر خلد در پای جانت خار عشق
مشتری گو جان بیاور کامده
یوسفی در جلوه در بازار عشق
گر نبخشاید طبیب عاشقان
کی شفا جوید زکس بیمار عشق
هر چه را بینی عیاری کرده اند
صیرفی کو تا کند معیار عشق
حیرتم از کار نساجان صنع
کاز چه میبافند پود و تار عشق
عشق اقدس مرتضی و عاشقان
غافلند از قدر و از مقدار عشق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اظہار راز و معانی عمیق عشق میپردازد. او میگوید که به مدت طولانی از صحبت درباره عشق خودداری کرده، اما در نهایت نمیتواند راز عشق را پنهان کند. عشق به حدی قوی و نمایان است که دیگر قادر به پنهان کردن آن نیست. شاعر از پیوند میان عاشقی و زیبا به یاد میآورد و به کارکرد و تاثیر عشق بر زندگی آدمی اشاره میکند. او همچنین به فیض و شفای عشق از سوی طبیب عاشقان و تشابهاش با دنیای طبیعی و هنری پرداخته و در نهایت بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از عاشقان از عظمت و ارزش واقعی عشق غافلند.