شمارهٔ ۶۴۷ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نوبهار است و برآورد گل رعنا خاک
لعبتان کرده عیان نغز و خوش و زیبا خاک
تا که عیش که بود در چمن و عشرت کیست
که چمن باز حلی کرد قبا دیبا خاک
گو بموسی گلستان دم از ارنی نزنی
که بسی مشعله افروخته چون سینا خاک
گل خورشید بپرورده بدامان از مهر
خود بر او دیده فرو دوخته چون حربا خاک
رسته از خاک بسی لاله خونین پیداست
داغها داشته پنهان بدل از سودا خاک
زادگانش همه مستانه چمان رقص کنان
خورده از خمکده ابر زبس صهبا خاک
تا که آیا بتماشای چمن میآید
کاین همه گنج بگسترده بی پروا خاک
بوستان کافر زمرد شد و لعل زرو سیم
بشتابید که داد است صلا یغما خاک
نوبت سلطنت حق بود و عید عجم
کز شعف سوده کله بر فلک اعلی خاک
جان بیاسایدت آشفته زآتش فردا
اگر امروز کنی تن به در مولی خاک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نوبهار و زیباییهای بهار را توصیف میکند. شاعر به شکوفههای گل، زیبایی و سرزندگی طبیعت اشاره میکند و از خوشیها و لذتهای بهار سخن میگوید. او به چمن، گلها و هنر Nature اشاره میکند و از نشانههای زندگی و شور و شوق در میان موجودات صحبت میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت قدرشناسی از زیباییها و جوانبی از زندگی که در این فصل نوین وجود دارد، تأکید میکند و داعیه میکند که باید از این لحظات نهایت استفاده را ببریم.