شمارهٔ ۶۴۸ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
گل پیش رخ تو باخته رنگ
شکر زدهان تست در تنگ
پیش ذقنت به بهشتی
بردار سیاست است آونگ
برخاست به پیش پای تو سرو
بودش قدمی بمعذرت لنگ
ای لعل چو دم زنی از آن لب
گو گوهر خود مزن تو بر سنگ
طغرائی خط بگوش او گفت
من نسخ کنم کتاب ارژنگ
برهان مطلب زعاشق ای شیخ
کاو شسته کتاب عقل و فرهنگ
میمیرم از این حسد که امشب
بر کشتن غیر کردی آهنگ
ما رنگ و نواز عشق سازیم
مطرب چه زنی نوای سارنگ
آشفته به بین چه دست و پا کرد
بر دامن مرتضی زده چنگ
من نامورم زمدحت شاه
او راست گر از مدیح من ننگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق توصیف میکند. شاعر به معشوق خود که زیباییهایی چون گل و لعل دارد، ارادت میورزد و از شکرینی عشق او سخن میگوید. در تصویرسازیهایش، به بهشت و سیاست اشاره میکند و به سرو قامت معشوق اشاره مینماید. شاعر حسادت خود را به خاطر عشق و زیبایی معشوق ابراز میکند و در نهایت با شوق و علاقه از موزیک و نغمه عشق سخن میگوید. در ضمن، به مقام و فضائل خود نیز اشاره میکند و از مدح خود به پادشاهی میپردازد.