نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آرا

هی هی مکن تو غفلت برخیز و می بده ها

پرده زرخ بیفکن بر گل گلاله بشکن

پائی بکوب و برخیز بزم طرب بیارا

زان بذله های شیرین زان نکته های رنگین

بر روی تلخکامان تنگ شکر تو بگشا

می نوش و گل برافشان برخیز و می بگردان

مرده برقص آور زین راح روح افزا

ما کشته صحاری تو ابر نوبهاری

رحمی روان ببخشا ما مرده تو مسیحا

عیدی بود طرب خیز باده بساغرم ریز

از محتسب میندیش می ریز بی محابا

از دست غاصب حق چون اوفتاد بیرق

خیز و لوای شادی برکش به طاق خضرا

آشفته را تولا بر مرتضی و آل است

وز غاصبین حقش اندر جهان تبرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوتی به شادی و بخشش است و به ترک‌زبانان پارسی‌گو می‌گوید که در مجلس شادی و سرور حاضر شوند و از غفلت بپرهیزند. شاعر از آن‌ها می‌خواهد که با خوشحالی از می و گل لذت ببرند و تلخی‌های زندگی را فراموش کنند. او به بیان عشق و محبت و اهمیت جشن و سرور اشاره می‌کند، و از محتسب که مانع شادی و خوشی‌هاست، نمی‌ترسد. در نهایت، شاعر از حق و عدالت سخن می‌گوید و بر علیه غاصبان حق ابراز تنفر می‌کند و به شادی و سرور در کنار اهل بیت پیامبر اشاره دارد.