شمارهٔ ۶۸۶ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شور از آن لعل پرشکر دارم
نمکی تازه بر جگر دارم
چهره اش بر فراز قامت گفت
ماه بر شاه نیشکرم دارم
سرو قدش بلب اشارت کرد
که چه شیرین رطب ثمر دارم
گفت خطش که طرقه تعویذی
از پی بستن نظر دارم
کو ه عشقش بجلوه آمد و گفت
من بسی طور در کمر دارم
شش جهت بسته اند طراران
از کدامین ره گذر دارم
جوشن از حب مرتضی کردم
ورنه زینان بسی حذر دارم
گفتی آشفته کی پریشانشد
من آشفته کی خبر دارم
تا مگر از دری نماید روی
دل دیوانه در بدر دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف عشق و زیبایی محبوب است. شاعر از شور و شوق خود نسبت به محبوب میگوید و به زیباییهای او اشاره میکند. او احساس میکند که عشقش به محبوب همواره در دلش است و نمیتواند از آن فرار کند. همچنین شاعر به تمایز میان دلبری و عشقورزی اشاره میکند و بیان میکند که در این عشق، محدودیتها و موانع بسیاری وجود دارد. در نهایت، او به بیتابی و سرگردانی خود در عشق اعتراف میکند و آرزو دارد که محبوبش را ببیند.