شمارهٔ ۷۸۳ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
گوشه مسجد و سجاد و منبر گیریم
یازده ماه دیگر معتکف دیر شدیم
جای در کعبه در این ماه بکیفر گیریم
جام بگذار و سبو ترک صبوحی برگو
با لب خشکی لبی از لب ساغر گیریم
پند واعظ شنویم و سوی زاهد گرویم
عوض بربط و دف سبحه و دفتر گیریم
جامه اسپید و عصا بر کف و دستار بسر
سبحه در مشت و بلب ذکر مکرر گیریم
مصحفی هیکل و آئیم بصف بهر نماز
بگذاریم ادا نافله از سر گیریم
ذکر تهلیلی و تکبیر و مکبر شنویم
گوش از بانگ نی و بربط و مزمر گیریم
گرچه این جمله اعمال ریا آلود است
همه ریزیم در آب و ره دیگر گیریم
دست بر دامن حیدر بزنیم از سر صدق
جام فردا زکف ساقی کوثر گیریم
روی از مسجد و میخانه مپیچ آشفته
تا مراد دو جهان را هم از این در گیریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به گوشهنشینی و عبادت در ماه رمضان دارد، اما در عین حال به ریا و ظاهرگرایی نیز انتقاد میکند. شاعر به این موضوع میپردازد که ما در این ماه میتوانیم در حالی که ظاهراً به عبادت و ذکر و نماز مشغولیم، از دنیا و لذتهای آن غافل نشویم. او به جایگاههای مذهبی، مانند مسجد و کعبه، اشاره میکند و از خواندن قرآن و دعاها سخن میگوید. در نهایت، شاعر با تأکید بر صداقت و جستجوی حقیقت، پیشنهاد میکند که باید از ظواهر فاصله گرفته و به معنای واقعی عبادت و شناخت خدا بپردازیم.