شمارهٔ ۸۱۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من به بیداری شبهای غمت معروفم
به صِفات سگ کویت صنما موصوفم
نیست محروم تر از وصل تو کس چون من زار
گرچه در عشق تو اندر همهجا معروفم
به امیدی که دَمِ قتل ببینم رویت
جان به کف منتظر از کشتن خود مشعوفم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات بیان میکند که شبهای بیخوابی را به خاطر غم معشوقش تجربه کرده و به گونهای به عشق او شناخته شده است. او خود را در عشق معشوق بسیار تنهای بینصیب میداند و با وجود این، نامش در همه جا به عنوان عاشق معروف است. همچنین، با امیدی به دیدن روی معشوقش، جانش را در خطر قرار داده و از کشتن خود نیز خوشحال است.