شمارهٔ ۸۵۰ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نیست راهی به حرم تا که مناجات بریم
رخت ناچار سوی دیر خرابات بریم
خرقه آلوده به می سینه پر از شرک و ریا
با چه رو روی به حق بهر مناجات بریم
حکمت فلسفی و دفتر بی معنی فقه
که خرد گرنه ببازار خرافات بریم
آفت عجب و حسد خرمن طاعات بسوخت
بخرابات پناه از همه آفات بریم
نشناسی بحقیقت تو اگر پیر مغان
بنشان ره بدر او بکرامات بریم
نفس چون بختی مست است بر او بار گناه
تحفه این است نداریم که طاعات بریم
یکجهان حاجت روی سیه و ناامید
طلب آشفته سوی قاضی حاجات بریم
چند ای شیخ تو در ورطه نفی و اثبات
ما برونت دمی از نفی وز اثبات بریم
ذات علیا علی ار چشم بود بشناسش
کاز صفاتش نتوان پی به سوی ذات بریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی ناتوانی انسان در برقراری ارتباط با خداوند و جستجوی راهی برای مناجات و دعا اشاره دارد. شاعر به ناچاری به سوی خرابات و میخانه میرود، زیرا احساس میکند که نیامدن به حرم و دینی بودن بیشتر در سایه ریا و شرک است. او بر این نکته تاکید میکند که حکمت و علوم دینی در واقع پیچیدگیها و خرافات بسیاری دارند و به جای طاعت واقعی، اشرفیها و حسدها آفت عملکرد انسان هستند. در این مسیر، شاعر به عدم شناخت و درک حقیقت اشاره میکند و میگوید که اگر دلی پاک نباشد، نمیتواند به درک واقعی از خداوند برسد. او همچنین به بار گناهان و ناتوانی از انجام اعمال نیک اشاره میکند و در نهایت، ناتوانی انسان در شناخت و درک ذات بالا را متذکر میشود. به طور کلی، شعر به تنهایی، ناامیدی و جستجوی معانی عمیقتر در زندگی روحی و دینی میپردازد.