نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۷ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مطرب چه پرده زد که زپرده برآمدیم

چون شمع بهر دادن جان باسر آمدیم

رندان وزاهدان بهم آمیخته زوجد

بی پا و سر تمام زیکدر درآمدیم

در آب آتشین می عشق جمله غرق

گوئی سمندریم که در آذر آمدیم

ما از نوای عشق و می شوق سرخوشیم

در وجد نه زساز و می و مزمر آمدیم

تا ارتفاع از قدح و می گرفته ایم

حاکم بچار ما در و هفت اختر آمدیم

ما را شکر دهد زنی خامه شعر تر

در این چمن چو بید اگر بی بر آمدیم

آشفته است و وجدی و هم مشربان خاص

با یک زبان به مدحت حیدر درآمدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درباره‌ تجربیات عمیق و جذاب خود از عشق و شادی صحبت می‌کند. او به توصیف حالاتی می‌پردازد که در آن به همراه رندان و زاهدان، از دنیا و موانع آن آزاد شده‌اند و در عشق غرق شده‌اند. شاعر تأکید می‌کند که در دنیای عشق و می، نه تنها از ساز و نوا لذت می‌برند، بلکه در اوج شادی و وجد به سر می‌برند. همچنین اشاره به نقش حیدر (امام علی) در زندگی‌اش و مدح او می‌کند. این شعر نشان‌دهنده‌ احساسات عمیق و پیوند عمیق با عشق و معنویت است.