شمارهٔ ۸۶۰ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
چه غم ار چه نخل سینا همه بر شرر گرفتم
بخدنگ غمزه دیدم نظر بخست بستی
بجهان به هر چه جز تست در نظر گرفتم
بهوای عشق و خاک در میکده مقیمم
چه عجب کز آب و آتش بجهان اثر گرفتم
زرموز عشق صادق چه عجب کنی حکیما
که بجذبه محبت پسر از پدر گرفتم
تو عزیز مصر حسنی و مراست دیده بر تو
هم اگر چه پیر کنعان همه را پسر گرفتم
غم تو خریده بر جان و نثار کردمت سر
نه که داده یوسف از دست و بهاش زر گرفتم
بجز از مدیح حیدر نزدم رقم بدفتر
چه عجب کنی که آفاق بشعر تر گرفتم
زسگان کویش آشفته قلاده وام کردم
که زیمن او زقیصر کله و کمر گرفتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق خود در مورد عشق و دلدادگی میپردازد. او خود را به عنوان یک نهال بیبر معرفی میکند که از عشق زندگی گرفته است. در این راه، او به مشکلات و چالشها اشاره میکند و میگوید چگونه همه چیز را برای عشق معنادارتر کرده است. شاعر به عشق و شوق خود نسبت به محبوبش تأکید میکند و بیان میکند که حتی اگر چه مشکلاتی در زندگی دارد، عشقش او را تحت تأثیر قرار داده است. او نسبت به محبوبش احساساتی قوی دارد و با بیقید و شرط، عشق خود را به او تقدیم میکند. نیز به یک شخصيت الهی اشاره میکند که در مدح او شعر میگوید و به عشق و دلدادگیهای خود نسبت به او میبالد. در نهایت، این شعر پر از استعارههای زیباست که عمیقترین احساسات انسانی را به تصویر میکشد.