شمارهٔ ۹۲۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودن
ور ندانی که سرانجام چه خواهد بودن
گر در ایام جوانی نکنی عیش مدام
پس تو را حاصل ایام چه خواهد بودن
دیدم آن دانه خال تو و دام خم زلف
غیر دل صید تو در دام چه خواهد بودن
ای خوشا خلوت انس می و معشوق و سماع
عیش در انجمن عام چه خواهد بودن
دید میخواره چو عکس رخ ساقی در جام
گفت مستانه که فرجام چه خواهد بودن
غم ناکامی ایام مخور باده بیار
گر برآید زجهان کام چه خواهد بودن
عاشقان را نبود نام بجز ننگ بگو
ننگ آشفته بجز نام چه خواهد بودن
نبری نام علی زاهد خود بین بنماز
پس بگو آیه اسلام چه خواهد بودن
گر بهنگام غزل مدح نگوئی زامیر
سخن و حرف بهنگام چه خواهد بودن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بررسی زندگی و لذتهای آن میپردازد. شاعر با تأکید بر اهمیت لذتبردن از جوانی و عیش و نوش، به پرسشهایی درباره سرانجام زندگی و معنای روزها میپردازد. او اشاره میکند که اگر در جوانی از لذتها بهرهمند نشویم، حاصل عمرمان چه خواهد بود. همچنین به زیباییهای عشق، شراب و لحظات خوش میپردازد و به غم ناکامیها و نام عاشقان نیز اشاره میکند. در نهایت، شاعر به اهمیت یادآوری معنویت و نام زاهدانه علی (ع) تأکید میکند و میپرسد اگر در مدح چیزی سخنی نگوید، آن سخن چه ارزش و معنایی خواهد داشت.