شمارهٔ ۹۲۹ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی شراب مجلسیان در پیاله کن
ما را به لعل باده فروشت حواله کن
گه زسر باده پرستی اگر نه ای
لبریز شد چو جام نظر در پیاله کن
خورشید می بماه قدح ریز و فیض بخش
خوان جهان زپرتو او پر نواله کن
آفتاب چهره خوی افشان بصحن باغ
دامن پر از ستاره چمن پر زلاله کن
این عمر رفته را بدل از جام باده گیر
چل ساله دفع غم زشراب دوساله کن
راز کمند عشق کند عقل سرکشی
زنجیریش زطره مشکین کلاله کن
مطرب بزن به پرده قانون نوای راست
از شور عشق گوش فلک پر زناله کن
مدح علی بگوی مغنی بصوت خوش
باغ بهشت را بدو بیتی قباله کن
آشفته گر کسی زتو پرسد نشان او
تعبیر نام دوست به لفظ جلاله کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به می نوشی و لذت از زندگی است. شاعر از ساقی میخواهد که شراب را در پیاله بریزد و او را با بادهاش سرشار کند. او به زیبایی و نور خورشید اشاره میکند و خواهان پر کردن دامن باغ از ستارهها و گلهاست. شاعر از گذشت عمر و غمها سخن میگوید و پیشنهاد میکند که بهترین راه برای فراموشی غمها نوشیدن شراب است. در ادامه، به عشق و جذابیتهای آن اشاره میکند و پیشنهاد میدهد که یک نگرش جدید به عشق بیاندیشند. همچنین به مدح علی و استاد مطرب اشاره میکند و به زیباییهای بهشت از طریق موسیقی و هنر اشاره میکند. در نهایت، به اهمیت عشق و زیباییهای آن در زندگی اشاره میکند.