شمارهٔ ۹۴۰ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در شب تاریک هجران جز می روشن مزن
جز شهاب آتشین بر جان اهریمن مزن
مطربا چون ساز کردی پرده عشاق را
جز نوای راست درهر کوی وهر بزن مزن
سوختی ای برق عالم سوز هر جا حاصلیست
تا که گفتت این گدا را شعله بر خرمن مزن
ای مسیحا پاک بندی در فلک برتر خرام
خواهی ار عین تجرد را دم از سوزن مزن
ایکه اندر دولتی شنعت من درویش را
گرچه داری گلشنی رو طعنه بر گلخن مزن
اندرآ در برم عشق وسر و گلرو را ببین
باغبانا بعد از این لاف از گل و گلشن مزن
خواهی آشفته اگر از ورطه طوفان نجات
جز علی و آل او را دست بر دامن مزن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و جدایی است و شاعر از عشق و معشوقه خود صحبت میکند. او در شب تاریک هجران فقط به روشنایی و امید اشاره میکند و از به وجود آوردن آتش بر دل اهریمن منع میکند. شاعر از مطرب نیز میخواهد که نتهای محبت و عشق را بدون غم و غصه بنوازد و فقط نغمههای راست را پخش کند. در ادامه، شاعر به مسیحا اشاره میکند و از او دعوت میکند تا بر فراز آسمان بگردد، و از گلشن و زیباییهای ظاهری طعنه بزند. همچنین از عشق و زیبایی که در دلش دارد یاد میکند و از باغبان میخواهد که از زیباییهای گل و گلشن نگوید. در پایان، شاعر اشاره میکند که اگر کسی در طوفان زندگی خواهان نجات است، تنها باید به دستان علی و آل او توجه کند.