نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴۱ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

ماند به زیر بار ناز این دل نو نیاز من

باز کرشمه می‌کند دلبر عشوه‌ساز من

ناز تو کی خرد کسی جز دل مستمند من

عاشق یکدیگر بود ناز تو و نیاز من

رنگ رود زبرگ گل سرو فتد زسرکشی

گر بچمن چمان شود گلبن سرفراز من

کاش که پرده برکشد آن مه خرگهی زرخ

تا بسحر بدل شود تیره شب دراز من

خون شوی ایدل از چه رو میکشیم تو کو بکو

چند تو فاش میکنی طفل سرشک راز من

بیهده عنکبوت شد مضطرب شکار خود

صید مگس نمیکند هرگز شاهباز من

مهر علیست در دل و مدح علیست بر زبان

بر دگران از آن بود آشفته امتیاز من

غیر تو نگروم بکس غیر تو ننگرم بکس

دوخته ناوک نظر هر سو چشم باز من

شیخ بکعبه حجار ارچه مفاخرت کند

کعبه من در علی دشت نجف حجاز من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و نیاز عمیق شاعر به معشوقش پرداخته است. شاعر از ناز و کرشمه‌های معشوق می‌گوید و عشق و وابستگی خود را به او ابراز کرده است. همچنین، تصویری از زیبایی و لطافت ایجاد می‌کند که سرشار از احساسات عاشقانه و دلربایی است. شاعر به وحدت عشق و نیاز اشاره دارد و حس می‌کند که این دو به هم مرتبط‌اند. در برخی ابیات، شاعر به نمادهای مذهبی و معنوی نیز اشاره می‌کند و عشق خود به علی (ع) و جایگاه او را در دل و زبان خود بیان می‌کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که هیچ چیز دیگر در جهان برایش مهم‌تر از عشق به معشوق نیست.