شمارهٔ ۹۵۰ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مطرب از راستی نوا سر کن
شور عشاق را فزونتر کن
چند در پردهٔ عراق و حجاز
ره قانون عشق یکسر کن
یک دو بیتی بگو ز ترک و دو گاه
چنگ در چنگ عود و مزمر کن
تو به نوروز ای مسیحا دم
نقش دل مردگان مصور کن
دم منصوری از خجسته بزن
از چنین نغمهها مکرر کن
زنگ غم را ببر ز زنگوله
از رهاوی تو مویهای سر کن
حور و غلمان غلام ساقی دور
بزم را رشک خلد و کوثر کن
پارسیگوی ترک شیرینلب
شعر آشفته را تو از بر کن
محفل انس چون بیارانید
خیز مستانه مدح حیدر کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از مطرب میخواهد که با نواهای خود عشق و شور را بیشتر کند. او از مطرب میخواهد که در پردههای موسیقی، قوانین عشق را بیان کند و دو بیتی از عشق ترکها و شادیهای آن بگوید. همچنین تأکید میکند که به مناسبت نوروز، روح مردگان را زنده کند و با نغمههای خوش، زنگ غم را از بین ببرد. شاعر از مطرب میخواهد که بزم را بهشتی و زیبا کند و شعر را با طراوت و دلچسب خواند. در نهایت، از او میخواهد تا فضایی شاد و مستانه برای گرامیداشت حیدر ایجاد کند.