نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵۳ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دریغ از گردش دوران و دور بی‌ثبات او

که هر لحظه به شویی رام می‌گردد بنات او

چه حرمان‌خیز این صحرا چه آتش‌زاست این بیدا

که زاید تشنگی در کام جان‌ها از فرات او

به جم هم عهد جام وی سریرش خوابگاه کی

از این دو بر دوصد پرداخته بنگر ثبات او

عجوزی عشوه‌گر دوران و خواهانش بود اعمی

بتی سیمین بود دنیا و دل‌ها سومنات او

الا ای آنکه محصولی درودی اندر این مزرع

به مسکینان ببخشا تا که بتوانی زکات او

اسیر چار طبع مختلف تا کی در این دِیْری؟

مجو عهد از موالید ثلاث امّهات او

جهان فانی بود آشفته و لابد فنا گردد

نماند هیچ باقی غیر وجه حق و ذات او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ناپایداری دنیا و جریان زمان است. شاعر به دورانی اشاره می‌کند که هر لحظه تغییر می‌کند و به خاطر این تغییرات، انسان‌ها دچار حرمان و تشنگی می‌شوند. او دنیا را به یک بت تشبیه می‌کند که دل‌ها را فریب می‌دهد. همچنین به بخشش و حمایت از نیازمندان توصیه می‌کند و یادآور می‌شود که در نهایت، همه چیز فانی است و تنها وجه حق باقی می‌ماند. به عبارت دیگر، دنیا همواره در حال تغییر و بی‌ثبات است و هیچ چیز ثابت نمی‌ماند.