شمارهٔ ۹۸۶ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو ترک چشم تو خونخوار شد آهسته آهسته
دلم خون دیدهام خونبار شد آهسته آهسته
تجلی کرد تا شمع رخت در سینه تنگم
چو سینا مهبط انوار شد آهسته آهسته
بشارت بر به شیراز مصر امشب پیر کنعان را
که یوسف شاهد بازار شد آهسته آهسته
مکن از خار هجران عندلیبا ناله از این پس
که گل از آتش گلزار شد آهسته آهسته
ز بس امروز و فردا کرد اندر وعده وصلم
به محشر وعده دیدار شد آهسته آهسته
تو را زهرهجبینا مشتری جز من نبود اول
خریدار غمت بسیار شد آهسته آهسته
شد از سودای زلفت رشته اسلام از کفها
مبدل سبحه بر زنار شد آهسته آهسته
همان زاهد که اندر صومعه بودش مقام امن
مقیم خانه خمار شد آهسته آهسته
به وصف شکرستان لب شیرینش آشفته
نی کلکم چه شکربار شد آهسته آهسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و تأثیر ظاهری معشوق بر دل شاعر میپردازد. شاعر از شور و شوقی که در اثر دیدن معشوق در دلش ایجاد شده صحبت میکند و به تدریج به افکار و احساسات مختلف خود اشاره میکند. در این اشعار، عشق و دلتنگی، امید و ناامیدی، وصال و هجران به تصویر کشیده شده است. شاعر همچنین به تفاوت میان زاهدان و عاشقان اشاره میکند و به تدریج نشان میدهد که عشق واقعی، انسان را به کجا میکشاند. به طور کلی، این شعر به زیبایی و پیچیدگیهای عشق و حال و هوای آن میپردازد.