نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱ - در بیان وصف الحال و تحریض در ریاضت و اشارت به موت اختیاری بحکم موتوا قبل ان تموتوا اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / اسرار الشهود / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

من درین ره چون که گشتم محو عشق

یافتم ذوق دگر از صحو عشق

چون فنا گردد من و ما و تویی

بیگمان گردد یکی نقش دویی

آن عجایبها که در راه فنا

دیده ام کی شرح آن باشد روا

شمه ای زان در بیان گر آورم

پرده های عقلها را بردرم

آتشی در خرمن هستی زنم

دل بکلی از دو عالم بر کنم

نیست دستوری که راز شاه را

محرمان گویند نزد هر گدا

عاقبت هم گفته اند از بیش و کم

گر رسد دستوری از شاه کرم

رو ریاضت کش که تا بینی عیان

آنچه کردم اندرین معنی بیان

زنگها ز آیینۀ دل دور کن

از جمال یار جان مسرور کن

گر حیات جاودان خواهی بیا

خاک ره شو پیش ارباب صفا

دامن رندان جان افشان بگیر

از هوی و از هوس کلی بمیر

گر بمیری از همه نام و نشان

زندۀ جاوید گردی در جهان

رمز موتوا از پیمبر می شنو

زندگی خواهی پی این مرگ رو

تا نگردی نیست از هستی تمام

کی به وصل او رسی ای مرد خام

هر که مرد از جان به جانان زنده شد

در حیات سرمدی پاینده شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و فنا اشاره می‌کند و از تجربه‌های عمیق خود در این راه صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که عشق می‌تواند انسان را از دنیای مادی جدا کرده و به وحدت و یکی شدن با معشوق برساند. بیان زیبایی از عجایب و رازهای معنوی در مسیر عشق و فنا به گوش می‌رسد و تاکید می‌شود که برای رسیدن به حیات جاودان، باید از هوی و هوس فاصله گرفت و به صفای دل پرداخت. او به مردان می‌آموزد که باید از نام و نشان خود بگذرند تا به وصال معشوق برسند و تنها در این صورت است که در زندگی ابدی سعادتمند خواهند بود.