نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲ - در بیان قیامات انفسی و منازل و مراتب سیر سالکان اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / اسرار الشهود / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نفس اماره چو مرد از خوی بد

دید موتوا را به دیده سر خود

شد قیامتهای نفس ظاهرش

دید من مات عیان چشم سرش

خود قیامتهای انفس هست چار

آن یکی صغری دگر وسطی شمار

بعد از آن کبری دگر عظمی بدان

تاکه گردی عارف اسرار جان

مردن نفس از هوی صغری شمار

از هوی چون مرد، دل شد آشکار

دل چو طبع روح گیرد در رشاد

خواند وسطی نام او را اوستاد

روح چون گردد خفی کبری شود

محو هستیها بکل عظمی شود

این قیامتها چو شد عین الیقین

منکشف گردد به دل حق الیقین

آن زمان مرآت وجه حق شوی

بگذری از قید حق مطلق شوی

محو گردی در تجلی جمال

راه یابی در نهایات وصال

در دلت نور خدا تابان شود

جان پاکت واصل جانان شود

مرده و زنده به امر پیر شو

تا نگردی تو به خود بینی گرو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دربارهٔ تحول روحانی و مراحل آن در مسیر عرفان است. در ابتدا، نفس اماره که به طبیعت بد خود آگاه می‌شود، مرگ را به چشم خود می‌بیند و قیامت‌های درونش بروز می‌کند. سپس انسان باید مراحل مختلفی را طی کند: از هوی صغری، یعنی خواسته‌های کوچک و دنیوی، تا هوی کبری که به درک عمیق‌تری از حقایق می‌انجامد. زمانی که روح به مرحله خفی (مخفی) می‌رسد، از همه صورت‌ها و وجودها محو می‌شود و با یافتن حقیقت، به شناخت عمیق‌تری (حق الیقین) دست می‌یابد. در این حالت، انسان به تجلی جمال حق می‌رسد و از قیدهای دنیایی آزاد می‌شود. در نهایت، با رسیدن به نور خدا و پیوستن به جانان، انسان باید از خودبینیش فاصله بگیرد و به دستورات پیر و مراد خود عمل کند تا به حقیقت جانایی وصال یابد.