شمارهٔ ۱۹۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یارم اگر جمال نماید چه می شود
از رخ نقاب زلف گشاید چه می شود
دلبر اگر بکلبه احزان بیدلان
روزی بروی مهر درآید چه می شود
در بزم وصل گر بدهد بار عاشقان
تا روزگار هجر سرآید چه می شود
بیمار عشق را اگر آن بیوفا طبیب
یک لحظه پرسشی بنماید چه می شود
چشمش بغمزه چون دل زهاد می ربود
گر جان عاشقان برباید چه می شود
گر یار رو نهان کند از ما زمان زمان
تا جان ما بشوق فزاید چه می شود
زان یار اسیریا که بحسن است بی نظیر
صد جور اگر بجان تو آید چه میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و انتظار شاعر از یار میپردازد. شاعر از زیبایی و魅ویت یار سخن میگوید و تصور میکند که در صورت حضور یار و نمایان شدن جمال او، چه تغییرات و احساسات عمیقی در دل عاشق به وجود خواهد آمد. او به درد و غم عشق اشاره کرده و میپرسد که اگر یار برای لحظهای نیز به حال عاشق توجه کند، چه تاثیری خواهد داشت. شاعر همچنین به علاقه و شوق روزافزون عاشقان در غیاب یار میپردازد و از زیباییهای یار به عنوان علتی برای تحولات عاطفی یاد میکند. در نهایت، این شعر به هیجان و غم عشق و تأثیرات آن بر زندگی عاشق اشاره دارد.