نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای حسن ترا عالم و آدم شده مجلا

روی تو بذرات جهان کرده تجلی

هر لحظه کنی جلوه دیگر پی نظار

زان جلوه یکی مؤمن و دیگر شده ترسا

بی نور تو عالم همه در ظلمت نابود

ای رحمت عالم تو شده محیی موتی

دیدیم عیان مهر رخت از همه ذرات

زان روی شدیم از همه رو واله و شیدا

ما آینه جمله اسما و صفاتیم

بنموده ز ما عکس همه اسم و مسمی

هم ذات قدیمیم و هم اوصاف کمالش

هم مرکز و نه دایره چرخ معلی

هم عالم و هم خالق و قیوم دوعالم

هم عالم و حی و شنوائیم و توانا

هم وحدت و هم کثرت وهم مظهرو ظاهر

هم موسی و هم عیسی و هم دیر کلیسا

هم گبر و یهودیم گه قیدو اسیری

هم مؤمن آزاده ز دنیا و ز عقبی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف جمال و نور الهی می‌پردازد و نقش آن را در عالم و آدم نمایان می‌سازد. او می‌گوید چهره‌ی حسن الهی باعث تجلی در تمام ذرات جهان شده است. هر لحظه جلوه‌ای جدید از این نور نمایان می‌شود که یکی را مؤمن و دیگری را ترسا می‌سازد. بدون نور الهی، دنیا در تاریکی محو می‌شود و این نور است که زندگی را بازمی‌گرداند. شاعر همچنین به وحدت و کثرت اشاره می‌کند و می‌گوید که همه انسان‌ها و مخلوقات در واقع آینه‌ای از صفات و اسماء الهی هستند و در عین حال همگان به نوعی درگیر قید و بندهای دنیوی هستند. در نهایت، او اشاره می‌کند که همگی به نوعی به حقیقت واحد تعلق دارند، چه مؤمن و چه غیردینی.