نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / ملحقات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای عاشقان ای عاشقان مائیم عشق دلبران

چون عشق سودی بی زیان کاری نباشد در جهان

یاری نهانی شد عیان در صورت جان و جهان

از غیر او نام و نشان کو در همه کون و مکان

عشق آمد و در دل نشست راه برون شد راببست

گفتم بگوی ای خودپرست چون یابی از دستم امان

گفتم که ای سلطان من غایب مشو از جان من

اینست خود درمان من میباش دایم میهمان

جام شراب آتشین داد و بگفتا نوش این

مستی مکن ای بی یقین هشیار باش و کاردان

چون نوش کردم آتشی افتاد در جانم خوشی

در پیش آن عاشق کشی دیدم فنای جاودان

چون زان فنا دیدم بقا دیگر ندیدم جز خدا

ما از کجا غیر از کجا مایی در اویی شد نهان

ایمان عیان از روی او کفر آشکار از موی او

جمله بجست و جوی او در کعبه و دیر مغان

می بین اسیری روبرو حسنش ز هر روی نکو

زیرا که نبود غیر او اندر نهان و در عیان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری درباره عشق و وجود خداوند است. شاعر به تبیین حالاتی از عشق می‌پردازد که نه تنها جهانی در آن احساس می‌شود، بلکه با وجود خود خداوند گره خورده است. او به معشوق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق حقیقی تنها از اوست و هر آنچه غیر از اوست، بی‌معناست. شاعر بیان می‌کند که با ورود عشق به دل، تمام راه‌ها بسته شده و فرد در پی درک عمیق‌تری از هستی و خداوند است. همچنین به مساله فنا و بقا اشاره می‌کند و می‌گوید که در نهایت جز خدا چیزی باقی نمی‌ماند. به طور کلی، این متن به جستجوی حقیقت و خلوص عشق و وجود خداوند می‌پردازد.