نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ - از قصیده ای عسجدی

عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی بزرگ عطائی که در مضیق نیاز

امل پناه بدان دست درفشان آورد

ز بیم جود تو کان خاک در دهان افکند

ز یاد دست تو بحر آب در دهان آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عطای بزرگ و بخشش‌های الهی می‌پردازد که در زمان نیاز به کمک و نجات‌بخش تبدیل می‌شود. شاعر به زیبایی اشاره می‌کند که چگونه بخشش‌های پروردگار از زمین و دریا به انسان‌ها می‌رسد و نعمت‌ها به آن‌ها عطا می‌شود. در واقع، این شعر تفکری عمیق درباره قدرشناسی از رحمت و جود الهی را بیان می‌کند.