شمارهٔ ۶ - در سخای ممدوح گوید عسجدی
عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
با سرشگ سخای او کس را
ننماید بزرگ رود فرب
یاد کرد از لطیف طبعش بحر
گشت پر در و عنبر اشهب
باگران حلمش آشنا شد کوه
شد مکان عقیق و کان ذهب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره بخشش و generosity اشاره دارد. در آن، از ویژگیهای نیکو و لطیف طبیعت سخن میگوید و برخورداری از نعمتها و صفات والای فردی را به تصویر میکشد. همچنین به فضایل اخلاقی و بزرگی روح اشاره دارد که با سخاوت و حلم خود، جهان را زیباتر میسازد و زمین را به مکانی پر از جواهرات و نیکویی تبدیل میکند.