نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ - غزل عسجدی

عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مها از روی خوبی شب برافکن

فغان و ناله در هر کشور افکن

کمند زلف دست افزار بگشای

سر گردنکشان در پا درافکن

هلاک جان هر بیچاره ای را

مسلسل جعد مشکین در برافکن

ز لب عناب را خون در دل انداز

ز پسته شوری اندر شکر افکن

چون جان (عسجدی) صید لبت شد

کمند زلف اندر دیگر افکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت کسی اشاره می‌کند که با رفتار و زلف‌هایش، دل‌ها را مفتون می‌کند. او از محبوب می‌خواهد که زلف‌هایش را آزاد کند تا بتواند سر و کله عشق را در دل‌ها بیافریند. شاعر به درد و رنج عاشقان و تأثیر زیبایی محبوب بر آنان اشاره می‌کند و به نوعی از خواص عاطفی و احساساتی که عشق به همراه دارد، صحبت می‌کند. در نهایت، او از محبوب می‌خواهد که با جذابیت و زیبایی‌اش، جان عاشقان را به آتش عشق بیفکند.