شمارهٔ ۷ - تعریف شمع عسجدی
عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بر من آمد و آورد و بر فروخته شمع
چو طبع مرد نشاطی چو جان مرد لبیب
نبود زهره به لطف هوا به شکل شهاب
به شبه نیزه به لون قلم به قد قضیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای شاعر پرداخته و به عناصر طبیعی و زیباییهای وجودی اشاره میکند. شاعر از شمعی سخن میگوید که به خاطر نشاط و لطافت خود، روح زندگی و سرزندگی را در او به وجود میآورد. او همچنین به زیباییهای آسمانی و قدرت طبیعی مانند شهاب و قلم میپردازد و ارتباط عمیق بین این عناصر و احساسات انسانی را بیان میکند. در کل، این قطعه بیانگر زیبایی و لطافت در زندگی است و حسرتهایی را در دل دارد.