نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ - از قطعه ای عسجدی

عسجدی مروزی / اشعار باقیمانده / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کلکش چو مرغکی است دو دیده پر آب مشک

وز بهر خیر و شر دو زبان است و تن یکی

ای طبع کارساز چه کردم ترا چه بود

با من همی نسازی و دایم همی ژکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به روح و شخصیت خود اشاره می‌کند که مانند پرنده‌ای است با دو چشم پر از اشک. او بیان می‌کند که برای خیر و شر، دو زبان دارد ولی تن او یکی است. در نهایت سوال می‌کند که چرا با او سازگاری ندارد و همیشه در حال جنگ و جدل است. این بیان نشان‌دهنده‌ی تضاد درونی و ناهماهنگی در وجود انسان است.