نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

افسردگانیم از باده کوشط

تا دروی افتیم غلتیم چون بط

غم لشگر انگیز دوران بلاخیز

کو جام و ساقی کو عود و بربط

آفاق دیدم انفس رسیدم

من ذایدانیه ما شفته قط

صدچون سروشش حلقه بگوشش

ناخوانده او لوح ننوشته او خط

جانان و جانم جان و روانم

نی بلکه اعلق نی بلکه اربط

جنات و انهار باوصل دلدار

آن غبن افحش وین ربح اغبط

اسرار جز نام فی وان دلارام

آغاز و انجام هم بلکه اوسط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به ستایش حافظ و توانایی‌های او پرداخته شده است. شاعر از عمق معارف و اسرار حافظ سخن می‌گوید و او را همچون یک معلم و راهنمای بزرگ در عرصه حقیقت‌ها می‌داند. به نوعی، حافظ به عنوان یک پیامبر غیر رسمی معرفی می‌شود که معانی عمیق و نوای کلامی خاصی دارد. در نهایت، شاعر می‌خواهد که اسرار و زیبایی‌های کلام حافظ را بازگو کند و به اهمیت آن در زندگی و سیر معنوی اشاره می‌کند.