غزلیات — دیوان اشعار حکیم سبزواری
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ — رشتهٔ تسبیح بگسستیم ما
- شمارهٔ ۲ — ای که پنداری که نَبوَد حشمت و جاهی ترا
- شمارهٔ ۷ — ای قد تو سرو بوستانها
- شمارهٔ ۵ — دل بسته نقش چهرهٔ دلدار خویش را
- شمارهٔ ۶ — از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشانها
- شمارهٔ ۱ — اَلا یٰا اَیُّها الْوَرقیٰ ثَریٰ تَثوِی اطْلَعِن عَنْها
- شمارهٔ ۳ — تغییری ای صنم بده اطوار خویش را
- شمارهٔ ۱۰ — تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را
- شمارهٔ ۸ — گرفته سبزه و گل روی صحرا
- شمارهٔ ۱۵ — کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنتها
- شمارهٔ ۱۱ — آمده از خود به تنگ کو سرِ دار فنا
- شمارهٔ ۹ — ای نام خوش تو بر زبانها
- شمارهٔ ۱۲ — ایزد بسرشت چون گل ما
- شمارهٔ ۱۴ — بشکست بسنگ کین پر ما
- شمارهٔ ۱۳ — گرمهٔ من برافکنَد، از رخ خود نقاب را
- شمارهٔ ۱۸ — وجودش بس ز حق دارد مزایا
- شمارهٔ ۱۷ — الا یا نفس قد زموالمطا یا
- شمارهٔ ۲۱ — سینه بشوی از علوم زاده سینا
- شمارهٔ ۱۹ — گر پریشان حالم او داند لسان حال را
- شمارهٔ ۲۰ — الهی بر دلم ابواب تسلیم و رضا بگشا
- شمارهٔ ۲۲ — دور از شاه خراسان در بلا
- شمارهٔ ۱۶ — شهنشهی طلبی باش چاکر فقرا
- شمارهٔ ۲۳ — صبا از ما بگو آن بیوفا را
- شمارهٔ ۲۹ — ای ماه جبین سیم غبغب
- شمارهٔ ۲۸ — فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
- شمارهٔ ۳۱ — جلوه گر در پرده آمد آفتاب
- شمارهٔ ۲۵ — ساقی بیا که گشت دلارام رام ما
- شمارهٔ ۲۶ — تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما
- شمارهٔ ۲۷ — اصحبوا العشق ایها الا صحاب
- شمارهٔ ۳۰ — پیوسته مرا ز غم تب و تاب
- شمارهٔ ۲۴ — اختران پرتُوِ مشکاتِ دلِ انورِ ما
- شمارهٔ ۳۷ — به چار سوق طریقت بجز متاع محبت
- شمارهٔ ۳۸ — ای به رَهِ جستجوی نعرهزنان دوست دوست
- شمارهٔ ۳۲ — دل و جانم فدای حضرت دوست
- شمارهٔ ۳۳ — باز بلبل لحن موسیقار داشت
- شمارهٔ ۳۵ — جرعهٔ ما را ز لعل می پرستش مشکل است
- شمارهٔ ۳۴ — ره و رهبر دلا محبت اوست
- شمارهٔ ۳۶ — ای من فدای عاشقی هرچندخونخوارمن است
- شمارهٔ ۳۹ — گردی از آن رهگذرم آرزوست
- شمارهٔ ۴۲ — دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست
- شمارهٔ ۴۱ — شهر پر آشوب و غارت دل و دین است
- شمارهٔ ۴۵ — خرامد از برم آن قد و قامت
- شمارهٔ ۴۷ — خطت دمیدو هنوزت سری ز ناز گرانست
- شمارهٔ ۴۳ — شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست
- شمارهٔ ۴۴ — ای از صفات گشته هویدا همه صفات
- شمارهٔ ۴۰ — خانهٔ دل حریم خلوت اوست
- شمارهٔ ۴۶ — نی رحم ترا باین فکار است
- شمارهٔ ۵۲ — ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
- شمارهٔ ۴۹ — سینه پر ناله و لب خاموش است
- شمارهٔ ۴۸ — آن شاه که گاهی نظری سوی گدا داشت
- شمارهٔ ۵۰ — ای آفت جان ها خم ابروی کمندت
- شمارهٔ ۵۳ — گل آمد بلبلان را این پیام است
- شمارهٔ ۵۱ — دل و دین بتی نامسلمان گرفت
- شمارهٔ ۵۵ — باغ و گل و مل همه مهیاست
- شمارهٔ ۵۴ — دل ز محنت شده خون جام می ناب کجاست
- شمارهٔ ۵۷ — باز یار بیوفای ما سر یاریش نیست
- شمارهٔ ۵۸ — گودست کشد از ناز این نرگس طنّازت
- شمارهٔ ۶۳ — زیبی که بشکل هرنگار است
- شمارهٔ ۵۹ — شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت
- شمارهٔ ۶۲ — چون دست قضا رشته اعمار برشت
- شمارهٔ ۶۰ — مرا از عشق دل لبریز خون است
- شمارهٔ ۶۱ — ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت
- شمارهٔ ۵۶ — هندوی خال رخش باج ز عنبر گرفت
- شمارهٔ ۶۵ — ساقی قدحی در ده تقریب و تعلل چیست
- شمارهٔ ۶۷ — دل را به تمنّا ز تو دیدار و دگر هیچ
- شمارهٔ ۶۸ — جستهام شیرینسخن یاری فصیح
- شمارهٔ ۶۴ — جام جم مظهر اعظم دل درویشان است
- شمارهٔ ۶۶ — ای نقش چکل چو گل محدث
- شمارهٔ ۷۱ — ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود
- شمارهٔ ۷۰ — تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد
- شمارهٔ ۶۹ — دل و دین می کنی یغما بدین رخ
- شمارهٔ ۷۲ — تا بکی یار بکام دگران خواهد بود
- شمارهٔ ۷۸ — به محفلی که تو ای چون منی که راه دهد
- شمارهٔ ۷۵ — تشنهٔ نوش لبت چشمهٔ حیوان چکند
- شمارهٔ ۷۳ — مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند
- شمارهٔ ۷۶ — آنشوخ که با ما بسر کینه وری بود
- شمارهٔ ۷۷ — گر راندیم ز بزم و شدی همنشین غیر
- شمارهٔ ۷۴ — دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت
- شمارهٔ ۷۹ — زمین خوردازمیش دُردی چوچشمش پرخماری شد
- شمارهٔ ۸۲ — به این لطافت و رو تازه ارغوان نشود
- شمارهٔ ۸۱ — حسن رخی کان تراست ماه ندارد
- شمارهٔ ۸۴ — جهان گیرئی کز سیاهی برآید
- شمارهٔ ۸۳ — دل بشد از دست یاران فکر درمانش کنید
- شمارهٔ ۸۰ — که اندر این کاروان یارب چه کس میرفت و میآمد
- شمارهٔ ۸۶ — بمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازد
- شمارهٔ ۸۵ — پارسایان ریائی ز هوا بنشینند
- شمارهٔ ۸۷ — خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند
- شمارهٔ ۹۰ — گل رنگ نگار ما ندارد
- شمارهٔ ۹۱ — گر آسمان دو سه روزی بمدعا گردد
- شمارهٔ ۸۹ — یار با ما بیوفائی میکند
- شمارهٔ ۸۸ — ما ز میخانه عشقیم گدایانی چند
- شمارهٔ ۹۲ — در دل از شمع رخش انجمنی ساختهاند
- شمارهٔ ۹۵ — بر دلم قهر و رضای تو لذیذ
- شمارهٔ ۹۴ — دل نبود آن دلی که نه دله باشد
- شمارهٔ ۹۳ — هر آنگو دیده بگشاید براو چشم از جهان بندد
- شمارهٔ ۱۰۳ — غم از حد برونی دارم امروز
- شمارهٔ ۱۰۱ — ریزد عرق ز روی تو یادانه گهر
- شمارهٔ ۱۰۲ — ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ باز
- شمارهٔ ۹۶ — سر که ندارد ز تو سودا بگور
- شمارهٔ ۹۷ — جاءَ الصَّبا بِعِطر رَیاحین و الزَّهَر
- شمارهٔ ۹۸ — روردهٔ میناکشی چشم سیه مستش نگر
- شمارهٔ ۱۰۰ — گل می دمد ز شاخ و وزد باد نوبهار
- شمارهٔ ۹۹ — رخ است این یا قمر یا آتش طور
- شمارهٔ ۱۰۹ — مه آیینه داری است از طلعتش
- شمارهٔ ۱۱۱ — ز جهان بود وجود تو غرض
- شمارهٔ ۱۰۷ — مدتی شد دل گمگشته نیامد خبرش
- شمارهٔ ۱۰۸ — دوش به گوشم رساند نکتهٔ غیبی سروش
- شمارهٔ ۱۰۴ — در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
- شمارهٔ ۱۱۰ — کم اسی صیاد فی جوالقفص
- شمارهٔ ۱۰۵ — غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس
- شمارهٔ ۱۰۶ — بدیدم آنچه در هجر جمالش
- شمارهٔ ۱۱۲ — دمیده بر رخ آن نازنین خط
- شمارهٔ ۱۱۳ — افسردگانیم از باده کوشط
- شمارهٔ ۱۱۶ — جدا شد از بر من یار گلعذار دریغ
- شمارهٔ ۱۱۴ — هزاران آفرین بر جان حافظ
- شمارهٔ ۱۱۵ — شمع رویش چو برافروخت ببزم ابداع
- شمارهٔ ۱۱۷ — ساقی بیا که عمر گرانمایه شد تلف
- شمارهٔ ۱۱۸ — ای بکوی عافیت برداشته آهنگ عشق
- شمارهٔ ۱۱۹ — نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق
- شمارهٔ ۱۲۶ — فلک دوران زند بر محور دل
- شمارهٔ ۱۲۷ — ای قامت تو سرو لب جویبار دل
- شمارهٔ ۱۲۰ — دل هیکل توحید است دل مظهر ذات حق
- شمارهٔ ۱۲۲ — به تیغم گرنمائی سینه صد چاک
- شمارهٔ ۱۲۴ — زدی مشاطهات شانه به سنبل
- شمارهٔ ۱۲۱ — هان وامگیر رخش طلب یکزمان ز تک
- شمارهٔ ۱۲۳ — ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمک
- شمارهٔ ۱۲۵ — چه شوری بود یاران بر سر دل
- شمارهٔ ۱۳۲ — شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
- شمارهٔ ۱۳۱ — علی صدغ لیلی تهب النسیم
- شمارهٔ ۱۳۴ — گرم صدبار میرانی مدامت مدحگو باشم
- شمارهٔ ۱۳۵ — فغان که سخت به افسوس می رود ایام
- شمارهٔ ۱۳۰ — ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم
- شمارهٔ ۱۲۹ — دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم
- شمارهٔ ۱۳۳ — تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم
- شمارهٔ ۱۲۸ — هست در سینه سل بدیده سبل
- شمارهٔ ۱۳۶ — چولاله بی گل روی تو داغم
- شمارهٔ ۱۴۰ — زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
- شمارهٔ ۱۳۷ — اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
- شمارهٔ ۱۳۹ — صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم
- شمارهٔ ۱۴۲ — آنکه شیران را کشیدی در شطن
- شمارهٔ ۱۴۱ — از روز ازل می خور و رندانه سرشتیم
- شمارهٔ ۱۴۳ — بر افتی ای فراق از روزگاران
- شمارهٔ ۱۳۸ — ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
- شمارهٔ ۱۴۸ — از بهترین سلالهٔ آدم توئی بهین
- شمارهٔ ۱۴۷ — ای رخت برگ گل سور و لبان نیز چنان
- شمارهٔ ۱۵۰ — فلک گشته سرگشتهٔ کوی او
- شمارهٔ ۱۵۱ — حرف اغیار دغا در حق یاران مشنو
- شمارهٔ ۱۴۴ — راه خواهی رخت بر دریا فکن
- شمارهٔ ۱۴۵ — شدم صدره به زیر سنگ طفلان در جنون پنهان
- شمارهٔ ۱۴۹ — فتنه چسان بپا شود خیز بیا که همچنین
- شمارهٔ ۱۴۶ — کلاه دلربائی بر سرش بین
- شمارهٔ ۱۵۷ — ای نرگست سحر آفرین لعلت شکرخا آمده
- شمارهٔ ۱۵۲ — از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو
- شمارهٔ ۱۵۳ — راه عشق است و بهرگام دوصد جان بگرو
- شمارهٔ ۱۵۴ — ای مهر همچو مه ز رخت کرده کسب ضو
- شمارهٔ ۱۵۸ — گیرم نقاب برفکنی از رخ چو ماه
- شمارهٔ ۱۵۵ — قد کاد شمسی تخفی شعاعه
- شمارهٔ ۱۵۶ — چو ماه چارده دارم نگاری چاردهساله
- شمارهٔ ۱۵۹ — از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
- شمارهٔ ۱۶۰ — دل مستمند و حیران بهوای آب و دانه
- شمارهٔ ۱۶۲ — نه بگویمت که مهری نه بخوانمت که ماهی
- شمارهٔ ۱۶۱ — خوشا جانی که جانانش تو باشی
- شمارهٔ ۱۶۳ — هذ اغزال هلال السمآء مضناکی
- شمارهٔ ۱۶۴ — صبا برگو بآن شیرین که گاهی
- شمارهٔ ۱۶۵ — دلا دیریست دور از دلستانی
- شمارهٔ ۱۶۶ — پا مانده در گل در سرزمینی
- شمارهٔ ۱۶۷ — خاک در تو ما را به ز آب زندگانی
- شمارهٔ ۱۶۹ — آنچه در مدرسه عمریست که اندوختمی
- شمارهٔ ۱۶۸ — الاقد صاد عقلی بالدلالی
- شمارهٔ ۱۷۳ — عشق است حیات جاودانی
- شمارهٔ ۱۷۰ — بر قامت تو شد راست دنیای کن فکانی
- شمارهٔ ۱۷۱ — تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی
- شمارهٔ ۱۷۵ — اَلا مَن مُبَلِغٌ سَلُمی سَلامی
- شمارهٔ ۱۷۲ — خوبان همه چو صورت تو دلنشین چو جانی
- شمارهٔ ۱۷۴ — ز اِشتیاق تو مُردم نه پیکی و نه پیامی
- شمارهٔ ۱۸۰ — نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری
- شمارهٔ ۱۸۱ — اتی الرّبیع قیل الهموم بالنغماتی
- شمارهٔ ۱۸۲ — شدم پیر از فراق نوجوانی
- شمارهٔ ۱۷۶ — از غصّه دلم خون است در گوشهٔ تنهائی
- شمارهٔ ۱۸۳ — الا یا جنة لم یحن جانی
- شمارهٔ ۱۷۸ — مپند ار او نهان و تو عیانی
- شمارهٔ ۱۷۹ — نبود چو ماه روی تو تابنده اختری
- شمارهٔ ۱۷۷ — اَلا یا نَفسُ غُزتُک اَلاَمانی
- شمارهٔ ۱۸۶ — تو چون پیمانِ عهدت می شکستی
- شمارهٔ ۱۸۴ — ای که با نور خرد نور خدا میجوئی
- شمارهٔ ۱۸۵ — ای آتش هوای تو در جان عالمی