شمارهٔ ۱۵۰ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
فلک گشته سرگشتهٔ کوی او
بود روی عالم همه سوی او
همی می رسد بر مشام دلم
ز گل خاصه از اهل دل بوی او
مه و مهر بین بر کمیت فلک
شب و روز اندر تکاپوی او
نه آغاز پیدا نه انجام و هست
تمامی یکی پرتو روی او
شمیم جنان چیست با نگهتش
کجا طوبی و قد دلجوی او
تو و کوثر و سبحهای پارسا
من و جام و زنّار گیسوی او
بدین ضعف کردیم آهنگ عشق
دل و خسته و زور بازوی او
رخم زرد و مویم سفید اشک سرخ
سیه روز و سودائی از موی او
ز اسرار گر سر برد نیست باک
دو گیسوش چوگان سرم گوی او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دوست و یارانش هشدار میدهد که به سخنان بیگانگان و افرادی که قصد دسیسه دارند توجه نکنند. او تاکید میکند که نباید از دوستان و آشنایان فاصله بگیرند و به افراد غریبه نزدیک شوند. شاعر با اشاره به عشق و دوستی، از زیباییها و لذتهای آن سخن میگوید و ابراز میکند که در زمان مناسب، میتواند ثمره محبت را برداشت کند. همچنین، به خطر وجود افرادی که اسرار را فاش میکنند، اشاره میکند و از ضرورت احتیاط در برابر اینگونه افراد سخن میگوید. در کل، شعر به اهمیت وفاداری به دوستان و دوری از بیگانگان و دسیسهگران پرداخته است.