نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رشتهٔ تسبیح بگسستیم ما

بر میان زنار بربستیم ما

جز غمت کو بود با ما همنفس

در بروی جملگی بستیم ما

پیشهٔ ما رندی و میخواره گیست

شیشهٔ ناموس بشکستیم ما

بوالعجب بین بی می و مطرب تمام

همچو چشم مست او مستیم ما

تا گرفتار رخ و زلفش شدیم

از قیود کفر و دین رستیم ما

هستی ما از میان برچیده شد

زین سپس از هست او هستیم ما

شاهد مقصود درخود دیده‌ایم

با نگاه خویش پیوستیم ما

هرکه زخم کاری اسرار را

دیده داند صید آن شستیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با بیانی عمیق و فلسفی به موضوعاتی چون رهایی از قید و بندهای دینی و عرفانی، عشق و مستی پرداخته است. شاعر از تسبیح درهم‌شکسته‌ای سخن می‌گوید که نماد جدایی از اصول کهن و می‌باشد. او عشق را به مثابه راهی برای رهایی از مشکلات و قيود دینی معرفی می‌کند و بیان می‌کند که در بی‌مستی و در تماس با عشق، به حقیقت و وجود خود پی برده‌اند. شاعر به تجربه‌ای عمیق از عشق و مستی اشاره دارد که منجر به شناخت و آگاهی از ذات حقیقی می‌شود. در نهایت، او به زخم‌ها و دردهای ناشی از جستجوی معنای زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در این سفر روحانی، همه در جستجوی حقیقت واحدی هستند.