نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ حکیم سبزواری

حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشان‌ها

وز آن چاک گریبانیم چاک اندر گریبان‌ها

چو یک معنی که پوشانی به گوناگون عباراتی

حجار پرتو رخسارهٔ جانانه شد جان‌ها

مریض کشور عشقم عجب نبود اگر باشد

مرا بالین ز خاره بستر از ریگ بیابان‌ها

نگردد گرد نعش زهرآلودم سک کویت

ز بس بر جسم بیمارم زدی پر زهر پیکان‌ها

به خاطر آورید ای همدمان ناکامی ما را

چو بنشینید و می‌نوشید در طرف گلستان‌های

مرا دامان پر از آلایش و دارم امید آن

که بخشایند جرم ما طفیل پاک‌دامان‌ها

چنان کارم ز عشق او به رسوایی کشید اسرار

که خوانند داستان ما به دستان در دبستان‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از غم و درد عشق سخن می‌گوید و به زیبایی‌های زلف و چاک گریبان اشاره می‌کند. او به مخاطب یادآوری می‌کند که عشقش باعث شده تا دچار ناکامی و رسوایی شود، به گونه‌ای که داستان او در دبستان‌ها نقل می‌شود. با این حال، او همچنان امید دارد که به خاطر پاکی دیگران، از گناهش چشم‌پوشی شود. شاعر تصویرگری حزین و عاشقانه‌ای از درد و رنج خود به نمایش می‌گذارد و به عواطف عمیق انسانی نزدیک می‌شود.