شمارهٔ ۶۱ حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت
مجموعه آفات فلک طرز نگاهت
بیچاره کشی پیشهٔ زلفان کمندت
خونخواره وَشی شیوهٔ چشمان سیاهت
خونم بخور و غم مخور از پرسش محشر
طفلی و ملایک ننویسند گناهت
افکندیم از پا به یکی غمزه و رفتی
باز آ که بود دیدهٔ امید براهت
این جان بودت کشور و دل باشدت اورنگ
کاکل بسرت افسر و از غمزه سپاهت
بر زیرنشینان لوای غم عشقت
رحمی که ندانند دری غیر پناهت
آهو روش اسرار ره دشت جنون گیر
در شهر نیاسوده کس از ناله و آهت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معنای ناپایداری و فانی بودن زندگی اشاره میکند. شاعر میگوید که قضا و قدر زندگی هر فرد را رقم میزند و هیچکس از حکم ازل فرار نمیکند. هرکس در این دنیای فانی تخمی میکارد و ناچار باید نتیجهاش را برداشت کند. همچنین، اشاره میکند که لحظات خوشی مثل سرمستی در خم، میتواند به زودی به سختی تبدیل شود. در نهایت، شاعر بیان میکند که ثروت و داراییهای دنیوی در نهایت از دست خواهند رفت و همه به یک سرنوشت مشترک میرسند. محبت و دوستیابی با افراد خوب از جمله "پنج تن آلعبا" در زندگی از اهمیت بسیاری برخوردار است و برکت و رازهای بیشتری نسبت به زمینهای بهشت دارد.