بخش ۵ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
توکل کردهای کار اوفتاده
بهجای آورد چل حج پیاده
مگر در حج آخر با خبر بود
گذر کردش بخاطر این خطر زود
که چل حج پیاده کردهام من
به انصافی بسی خون خوردهام من
چو دید آن عجب در خود مرد برخاست
منادی کرد در مکه چپ و راست
که چل حجِ پیاده این ستمکار
به نانی میفروشد کو خریدار؟!
فروخت آخر به نانی و به سگ داد
یکی پیر از پسش در رفت چون باد
زدش محکم قفایی و بدو گفت
که ای خر این زمان چون خر فروخفت
تو گر چل حج به نانی میفروشی
قوی میآیدت چندین چه جوشی
که آدم هشت جنت جمله پر نور
به دو گندم بداد از پیش من دور
نگه کن ای ز نامردی مرایی
که تا مردان کجا و تو کجایی
تو گویی من بگویم ترک این کار
ولی وقتی که وقت آید پدیدار
گر اکنون ترک کار خویش گیرم
بسی بی برگی اندر پیش گیرم
نمیگویم که ترک کار خود کن
ولیکن هم نمیگویم که بد کن
بجز وی این زمان تخمی نکو کار
که تا آنگه که کل گردی نکوکار
تو هر طاعت که این ساعت توانی
بجای آور کزین هم باز مانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد شخصی است که به حج رفته و در طول 40 حج پیاده مسیر را طی کرده است. او به خاطر خطراتی که در حج آخر پیش آمده، با ناراحتی میبیند که این همه کوشش را در نهایت به بهای نانی فروخته است. مردی دیگر در مکه به او میگوید که نباید به این سادگی کارهای بزرگ خود را زیر سؤال ببرد، زیرا آدمی که در برابر خداوند بایستد، نباید به خاطر مشکلات دنیوی به خود ببالد. او به او توصیه میکند که هر طاعتی که میتواند انجام دهد و نیکوکار باشد، پس از آن به تفکر در مورد اعمالش بپردازد. در نهایت، پیام شعر بر این است که کارهای نیک و طاعات باید در اولویت باشند و انسان نباید به سادگی از آنها غافل شود.