بخش ۱ - المقاله الحادی عشر عطار
عطار نیشابوری / بخش یازدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
عزیزا گر شوی از خواب بیدار
خبر یابی ز شادیهای بسیار
اگرچه جمله در اندوه و دردیم
یقین دانم که آخر شاد گردیم
چو خاری هست ریحان نیز باشد
چو دردی هست درمان نیز باشد
اگر امروز ظاهر نیست درمان
شود ظاهر چو آید وقت فرمان
از آن از حد گذشت این قصه ما
که درد آمد ز قسمت حصه ما
جهانی را که درمانست حصه
نه حصه باشد آنجا و نه قصه
بدانستیم بیشبهت یقین ما
که خوش خواهیم بودن بعد ازین ما
بهر رنجی که ما اینجا کشیدیم
بهر دردی و اندوهی که دیدیم
یکی شادی عوض یابیم آنجا
بیا تا زود بشتابیم آنجا
ورای آن که ما جمله درآنیم
بلاییست این که چیزی می ندانیم
چرا ناخوش دلی ای مرد درویش
که بسیاری خوشی داری تو در پیش
زهی لذت که نقد آن جهانست
همه لذت علی الاطلاق آنست
از آنت گر بود یک ذره روزی
ز شوق ذره دیگر بسوزی
جهان جاودان خوش خوش جهانیست
که کلی این جهان زان یک نشانیست
همه پیغامبران را جای آنجاست
دل و دین جان و جان افزای آنجاست
همه روحانیان آنجا مقیماند
همه حوران در آن مجلس ندیماند
گر آنجا بایدت کز من شنیدی
همی از خود بر آنجا رسیدی
گر اینجا از وجود خود بمیری
هم اینجا حلقه آن در بگیری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضمون امید و شادی پس از رنج و درد پرداخته است. شاعر به انسانها یادآوری میکند که اگرچه در زندگی با مشکلات و اندوه مواجه هستند، اما در نهایت شادی و خوشی در انتظار آنان است. او به این نکته اشاره دارد که هر دردی دارای درمانی است و شاید اکنون آن درمان قابل مشاهده نباشد، اما در زمان مناسب خود ظهور خواهد کرد. همچنین، شاعر تأکید میکند که زندگی در این جهان مملو از رنج است، ولی در جهان دیگر خوشیهای واقعی و پایدار در انتظار است. او دعوت به شتاب در جهت رسیدن به آن شادی ابدی میکند و خاطرنشان میسازد که وجود سختیها در این دنیا به طور موقتی است و زندگی جاودانه پر از لذت و شادی در عالم دیگر وجود دارد. در نهایت، پیام این شعر بر امید و برداشت مثبت از زندگی و آینده استوار است.