نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش یازدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی از بایزید این شیوه درخواست

که هرچیزی که پنهانست و پیداست

ز عرش و فرش و کونین این همه چیست

همه گفتا منم چون مردم از زیست

هر آنگه کین نهاد او هم فروشد

همین عالم همان عالم فروشد

نماند هیچ اگر تو می‌نمانی

که تو هم این جهان هم آن جهانی

از آنگه باز کین عالم نهادند

بنا بر قالب آدم نهادند

نهادی بوالعجب داری تو در اصل

بلاسی کرده اندر اطلسی وصل

اگر صد قرن می‌گردی چو پرگار

نیاید وصل گاه تو پدیدار

اگر بر آسمان گر بر زمینی

جزین چیزی که می‌بینی نبینی

وگر در جوهرت چشمی شود باز

دو عالم بر تو افشانند از آغاز

در آن ساعت که آن چشم آیدت پیش

دو عالم در تو گم گردد تو در خویش

تویی آن جوهری گر می‌ندانی

که برتر زین جهان و آن جهانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تبیین مفهوم وجود و هستی می‌پردازد. او به پرسشی عمیق اشاره می‌کند: اینکه همه چیز، از عرش و فرش گرفته تا عالم هستی، در واقع خود انسان است. این جهان و آن جهان در درون انسان نهفته‌اند و اگر انسان بخواهد به حقیقت وجود خود پی ببرد، باید به عمق وجودش نگاه کند. شاعر به ما یادآوری می‌کند که هر چه به دنبال حقیقت باشیم، نهایتاً به خود می‌رسیم و درکش برای ما آشکار می‌شود. در این میان، برتری جوهر انسان بر همه چیز تأکید شده است و جاودانگی روح در برابر مادیات مطرح می‌شود.