نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - المقاله الثانی عشر عطار

عطار نیشابوری / بخش دوازدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

الا ای سر به غفلت در نهاده

به دنیا دین خود بر باد داده

که گفتت داوری کن با فلک تو‌؟

جگر خون کن ز مشتی بی‌نمک تو‌؟

ترا اندوه نان و جامه تا کی‌؟

ترا از نام و ننگ عامه تا کی‌؟

ز بس که‌اندیشهٔ بیهوده کردی

نهاد خویش را فرسوده کردی

نهاد خویش قربان کن به تسلیم

به پیش این سخن بنشین به تعلیم

ز سر در ابجد معنی درآموز

ز نور شرع شمع دل برافروز

بسوزان نیم‌شب این سقف شب‌رنگ

برون پر زین کبوتر‌خانهٔ تنگ

گر آید شربت غیبی به حلقت

نماند نیز نام و ننگ خلقت

تورا با مال دنیا دین بباید

چنانکت آن بباید این بباید

تو دین جویی دل از دنیا شده مست

ندانی کاین فراهم ندهدت دست

دل تو در دو‌رو‌یی شد گرفتار

تو ماندی زیر کوه عُجب و پندار

یکی رویت به دنیا کرده‌ای تو

دگر رویت به دین آورده‌ای تو

به ترک این دو‌رو‌یی گوی آخر

یکی را بس بود یک روی آخر

دلت را از دو رویی شین باشد

که شر الناس ذوالوجهین باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مسأله غفلت انسان از ارزش‌های واقعی زندگی و دین اشاره دارد. شاعر به فردی که دنیا را بر دین ترجیح داده و درگیر مسائل مادی است، می‌گوید که او باید به فکر روح و دین خود باشد و از دوگانگی در زندگی دست بردارد. او تأکید می‌کند که نگرانی‌های دنیوی نباید انسان را از حقیقت دین و معانی عمیق زندگی دور کند. شاعر انگیزه می‌دهد که با ترک دوگانگی و نگاهی عمیق‌تر، شخص می‌تواند به نور و حقیقت برسد و از بار گناه و دنیا رهایی یابد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که برای رسیدن به آرامش و کمال، باید روح را بر دنیا ترجیح داد و به سمت دین گرایش پیدا کرد.