بخش ۱ - المقاله السادسه عشر عطار
عطار نیشابوری / بخش شانزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گرت ملک جهان زیر نگین است
بآخر جای تو زیر زمین است
نماند کس بدنیا جاودانی
بگورستان نگر گر میندانی
جهان را چون رباطی با دو در دان
کزین در چون درآیی بگذری زان
تو غافل خفته وز هیچت خبرنه
بخواهی مرد گر خواهی وگرنه
کسی کش مرگ نزدیکی رسیدست
چنین گویند کو رگ برکشیدست
تو هم ای سست رگ بگشای دیده
کز اول بودهٔ رگ برکشیده
ترا گر تو گدایی گر شهنشاه
سه گز کرباس و ده خشتست هم راه
اگر ملکت ز ماهی تا بماهست
سرانجامت برین دروازه راهست
چو بر بندند ناگاهت زنخدان
همه ملک جهان آنجا، زنخ دان
ز هر چیزی که داری کام وناکام
جدا میبایدت شد در سرانجام
بسی کردست گردون دست کاری
نخواهد بود کس را رستگاری
بدین عمری که چندین پیچ دارد
مشو غره که پی بر هیچ دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تفکر دربارهٔ زوال دنیا و ناپایداری زندگی انسانها میپردازد. شاعر تأکید میکند که دنیا و مقامهایی که انسانها در آن دارند، دائمی نیست و همه به سوی مرگ و قبر میروند. او به بیخبر بودن انسانها از واقعیت زندگی اشاره میکند و میگوید که در نهایت، همه باید با واقعیت مرگ مواجه شوند. در انتها، تأکید میشود که زندگی پر از دگرگونی است و نباید به تظاهر و فریب دنیا دل خوش کرد، زیرا در نهایت هیچکس از سرنوشت خود نمیتواند فرار کند.