نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مگر آن گربه در بریانی آویخت

ربود از سفره بریانی و بگریخت

یکی شد تا ز پیشش ره بگیرد

مگر آن گربه را ناگه بگیرد

عزیزی آن بدید از دور ناگاه

که می‌زد گربه را آن مرد در راه

بدو گفت ای ز دل رفته قرارت

بیفتادست با این گربه کارت

تو آن سگ را زن ای سگ طبع ناساز

که بریانی ستاند گربه را باز

زهی خوش با سگی تازی نشسته

بپیش سگ بدمسازی نشسته

بپیش سگ بسوزن دادن آیند

چو سوزن داده شد تیغ آزمایند

بکار سگ بسی گردی تو شیری

هنوز این سگ نیاوردست سیری

تو سگ را بند کن روزی نهادست

که گردن بستهٔ با سگ گشادست

فرو ماندی همی چون مبتلایی

که چون قوتی بدست آری ز جایی

تو بر رزاق ایمن باش آخر

صبوری ورز وساکن باش آخر

ز کافر می‌نگیرد رزق خود باز

کجا گیرد ز مرد پر خرد باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، داستانی از یک گربه و یک مرد روایت می‌شود که گربه از سفره‌ی بریانی چیزی را می‌رباید و فرار می‌کند. مردی که شاهد این صحنه است به دنبال گربه می‌افتد. سپس شخصی دیگر به مرد می‌گوید که در مواجهه با گربه نباید ناراحت باشد و به او می‌آموزد که اگر سگی با گربه درگیر باشد، جای نگرانی ندارد. او همچنین به مرد توصیه می‌کند که به خداوند اعتماد کند و صبور باشد، چون روزی و رزق از مسیرهای درست به او خواهد رسید. سخره کردن از اعتماد به نفس در مواجهه با چالش‌ها و اینکه نباید از دیگری چیزی بترسید، پیام‌هایی است که این شعر انتقال می‌دهد.