نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸ - الحکایه و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بگوش خود شنودستم ز هر کس

که موری را بسالی دانهٔ بس

ز حرص خود کند در خاک روزن

گهی گندم کشد گه جوگه ارزن

اگر بادی برآید از زمانه

نه او ماند نه آن روزن نه دانه

چو او را دانهٔ سالی تمام است

فزون از دانهٔ جستن حرام است

مثال مردم آمد حال آن مور

که نه تن دارد و نه عقل و نه زور

شده در دست حرص خود گرفتار

بنام و ننگ و نیک و بد گرفتار

همی ناگاه مرگ آید فرازش

کند از هرچ دارد خوی بازش

هر آن چیزی که آنرا دوست تر داشت

دلش باید ازو ناکام برداشت

چو بستاند اجل ناگاه جانش

سر آرد جملهٔ کار جهانش

نه او ماند نه آن حرصش که بیش است

کدامین خواجه صد درویش پیش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به داستان موری اشاره می‌کند که به خاطر حرص و طمع خود در جستجوی دانه است. او در طول سال به دنبال دانه‌ها می‌گردد، اما با آمدن مرگ، همه چیزهایی که جمع کرده و به دست آورده از او گرفته می‌شود. شاعر با این تمثیل، به وضعیت انسان‌ها اشاره دارد که به خاطر حرص و طمع در دنیا گرفتار می‌شوند. در نهایت، مرگ به ناگاه می‌آید و همه چیز را می‌برد، و انسان باید از آنچه به آن علاقه داشته ودن استفاده می‌کرد، دل بکَند. پیام اصلی این است که حرص و طمع بی‌فایده است و در نهایت چیزی از دنیا نمی‌ماند.