بخش ۵ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
یکی پرسید از آن شوریده ایام
که تو چه دوست داری گفت دشنام
که هر چیزی که دیگر میدهندم
بجز دشنام منت مینهندم
چرا چندین تو اندر بند خلقی
بدان ماند که حاجتمند خلقی
که گر ناگاه سیمی بر تو بشکست
نگیرد کس بیک جو زر ترا دست
اگر از جوع گردی نیم مرده
برای تکیه کردن نیم گرده
اگر روزی بباشی بهر دو، نان
ترا از پای بنشانند دونان
ببین تا از کرم پروردگارت
نشاند اندر نمازی چند بارت
ترا چون چشم برجانست وجانان
دلت را کی سرجانست و جانان
چو نان از خوان ستانی خوان بود شوم
که بیشک خوان بیش از نان بود شوم
چه گردی گرد خوان و شاه چندین
که مشتی عاجزند و خوار و مسکین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
اینجا یک شخص به ابراز احساسات خود در مورد دشنام و نظراتش نسبت به دنیا پرداخته است. او بیان میکند که به جای اینکه از دیگران به خاطر چیزهای جز دشنام قدردانی کند، بیشتر با دشنام راحت است. او همچنین به سرنوشت انسانها اشاره میکند که اگر در شرایط سخت قرار بگیرند، دیگران در کنارشان نخواهند بود و از آنها حمایت نمیکنند. در نهایت، شاعر به طبیعت فانی و نیازهای مادی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که باید از کرم پروردگار بهرهمند بود و بیشتر از نیازهای انسانی به جنبههای معنوی توجه کرد.