بخش ۳ - الحکایه و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بسگ گفتند زر داری سگ از ننگ
گهی فریاد میکرد و گهی جنگ
چو سگ از ننگ زر فریاد دارد
بیک جو خواجه چون دل شاد دارد
سگ اندر ننگ زر در جنگ و بانگیست
ترا زر میکند بانگ ارچه دانگیست
ز جایی گر ترا دانگی درافتد
ترا زان زر سقط بانگی درافتد
اگر صد بدرهٔ زر برفشانی
بود کم دانگی آن میزبانی
الا ای مرد دنیا دار مستی
چه خواهی دید زین دنیاپرستی
چرا در بت پرستی ای هو جوی
بسان کافران آوردهٔ روی
چرا داری طریق کافران رت
که تو زر میپرستی کافران بت
بتی زر نیست صد من پیش کفار
ترا یک جو زرست ای مرد دین دار
برو دنیا بدنیا دار بگذار
زر و بت در کف کفار بگذار
نشاید زر به جز بت ساختن را
نشاید بت به جز انداختن را
اگر صد گنج زر در پیش گیری
بروز واپسین درویش میری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد دنیاپرستی و وابستگی به مال و ثروت میپردازد. او با استفاده از مثال سگ و ننگی که بخاطر داشتن زر دارد، به این نکته اشاره میکند که ثروت، انسان را درگیر مشکلات و دغدغهها میکند. شاعر میگوید که حتی اگر شخصی هزاران درهم زر هم داشته باشد، در نهایت همانی میشود که در دنیا نباید باشد. در واقع، او به انسانها هشدار میدهد که نباید به دنیا و ثروت وابسته شوند و بتی از زر بسازند، زیرا در روز قیامت این ثروت نمیتواند نجاتشان دهد. در نهایت، او از خوانندگان میخواهد که دنیا را رها کنند و از بند دنیاپرستی آزاد شوند.