نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - الحکایه و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیست و دوم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنودم من از آن داننده استاد

که چون عبادی اندر نزع افتاد

درآمد پیش او عباسه ناگاه

ز پای افتاده دیدش بر سر راه

ز سیلاب اجل مدهوش گشته

ز پاسخ بلبلش خاموش گشته

بدو گفت ای لطیف نغز گفتار

زفانت در سخن گفتن شکر بار

تو تا پیش سخن‌گویان نشستی

همه دست سخن‌گویان ببستی

چرا گشتی چنین خاموش بیکار ؟

چو بود آن حرص بسیارت به گفتار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت، شاعر از گفت‌وگویی بین یک عابد و شخصی به نام عباس صحبت می‌کند. عابد در حال نزع و احتضار است و عباس که به او نزدیک می‌شود، او را در حالت بی‌حالی و ناامیدی می‌بیند. عباس از عابد می‌پرسد که چرا در این وضعیت خاموش و بی‌عمل است، در حالی که او همیشه در گفتار و بیان خود فعال بوده است. عباس به او می‌گوید که چرا در این لحظه حساس و بحرانی از سخن گفتن خودداری کرده‌ای، در حالی که همیشه به سخن گفتن علاقه‌مند بودی.